پژوهشگاه علوم غدد و متابوليسم

صفحات سایت / گروه اصلی

   ۱۳۹۸/۰۵/۰۵

سخن اول و آخر

شما چیزی جز تفکر خود نیستید. بله این گفته درست است. هرکاری که در حال حاضر انجام می‌دهید، هرآنچه می‌خواهید، تمامی این مسائل بواسطه‌ی کیفیت تفکر شما تعیین می‌شود. اگر تفکرتان واقع گرایانه نباشد، باعث می‌شود ناکامی‌های زیادی را تجربه کنید. اگر تفکر شما بیش از حد بدبینانه باشد، باعث می‌شود بسیاری مسائل را که می‌بایست بخاطرشان شادی کنید نبینید.

سخن اول و آخر

شما چیزی جز تفکر خود نیستید. بله این گفته درست است. هرکاری که در حال حاضر انجام می‌دهید، هرآنچه می‌خواهید، تمامی این مسائل بواسطه‌ی کیفیت تفکر شما تعیین می‌شود. اگر تفکرتان واقع گرایانه نباشد، باعث می‌شود ناکامی‌های زیادی را تجربه کنید. اگر تفکر شما بیش از حد بدبینانه باشد، باعث می‌شود بسیاری مسائل را که می‌بایست بخاطرشان شادی کنید نبینید.

خودتان این ایده را امتحان کنید. برخی از قوی‌ترین احساسات یا هیجانات خود را و سپس تفکر مرتبط به این احساسات را بیابید. برای مثال اگر بخاطر رفتن به دانشگاه هیجان‌زده هستید، از آن روست که فکر می‌کنید در دانشگاه اتفاقات خوبی برای شما خواهد افتاد. اگر از رفتن به کلاسی می‌ترسید، از آن روست که فکر می‌کنید خسته کننده یا دشوار خواهد بود. به همین صورت، اگر کیفیت زندگی شما آن چیزی نیست که می‌خواهید، علت به شیوه‌ی تفکر شما درباره‌ی زندگی بر می‌گردد. اگر طرز فکر مثبتی دارید، احساس مثبتی نیز خواهید داشت. اگر درباره‌ی آن منفی فکر می‌کنید، احساس منفی نیز خواهید داشت

.

به همین صورت، اگر کیفیت زندگی شما آن چیزی نیست که می‌خواهید، علت به شیوه‌ی تفکر شما درباره‌ی زندگی بر می‌گردد. اگر طرز فکر مثبتی دارید، احساس مثبتی نیز خواهید داشت. اگر درباره‌ی آن منفی فکر می‌کنید، احساس منفی نیز خواهید داشت. برای مثال فرض کنید با این دیدگاه به دانشگاه می‌روید که در آن جا به شما خوش گذشته و قرار است با همکلاسی‌های خود ـ که همانند شما هستند ـ روابط دوستانه‌ی خوبی برقرار کنید، و علاوه بر آن روابط عاطفی شما جالب‌تر و مهیج‌تر خواهد بود. حال فرض کنید این اتفاق نمی‌افتد. اگر این موضوع اوج تفکر شما باشد، اکنون احساس ناامیدی و حتی (بسته به اینکه تفکرتان تجربه‌ی شما را تا چه حد منفی تعبیر کرده باشد) ناکامی می‌کنید

.

از نظر بسیاری از افراد تفکر ناخودآگاه است که هرگز نمی‌توان در قالب کلمات بیانش کرد. برای مثال بسیاری که تفکر منفی دارند هرگز نمی‌گویند «من این طور انتخاب کرده‌ام که درباره‌ی خودم و تجاربم به گونه‌ای منفی فکر کنم و ترجیح می‌دهم تا حد امکان غمگین و بدبخت باشم». مشکل آنجاست که زمانی که از تفکر خود آگاه نیستید، امکان اصلاح تفکر خود را ندارید. هنگامی که تفکر ناخودآگاه باشد، نمی‌توانید مشکلات آن را ببینید و اگر مشکلات آن را درنیابید انگیزه‌ای برای تغییر آن ندارید. حقیقت این است، از آنجا که افراد کمی نقش قدرت‌مندی که تفکر در زندگی ما ایفا می‌کند را درک می‌کنند، تعداد کمی بر آن تسلط می‌یابند. بنابراین بیشتر افراد قربانی تفکر خود هستند و تفکرشان به جای اینکه به کمکشان بیاید به آنان آسیب می‌زند. بسیاری بدترین دشمن خود هستند. تفکر آنها منبع بی پایان مشکلات بوده و مانع از آن می‌شود که فرصت‌های مناسب را تشخیص دهند، از صرف انرژی به هنگام نیاز ممانعت کرده، روابط را مسموم می‌کند و آنها را به قعر دره فرو می‌افکند

.

ما در این کتاب سعی داریم به شما کمک کنیم با مسلط شدن بر چگونگی تفکرتان، کنترل اعمال، مهارت‌ها و احساسات خود را بدست بگیرید. امیدواریم که قدرت تفکر خود را کشف کرده و سعی کنید بگونه‌ای آن را پرورش دهید که در خدمت منافع شما و رفاه دیگران باشد. مهم‌ترین متغیر در تعیین کیفیت آنچه در دانشگاه یاد می‌گیرید تفکر شما است. البته معلمین هم در این امر دخیل هستند و برخی از آنها در یادگیری بهتر به شما کمک می‌کنند، اما اگر فاقد مهارت‌های عقلی لازم برای درک مضمون دروس باشید حتی بهترین معلم نیز نمی‌تواند به شما کمک کند. این کتاب ابزارهای ذهنی لازم را که برای استدلال درباره‌ی مشکلات و مسائل به آنها نیاز دارید ـ چه در کلاس، چه در زندگی شخصی و حرفه‌ای‌تان ـ به شما معرفی می‌کند. اگر این ایده‌ها را جدی بگیرید، می‌توانید کاری برای خود انجام دهید که ارزش مادام‌العمر دارد. اگر همه چیز طبق برنامه‌ی ما پیش برود، به تدریج از تفکری که سبب ساز مشکلات شماست آگاه خواهید شد و قادر خواهید بود آن تفکر را بگونه‌ای تغییر دهید که زندگی خشنودکننده‌تری داشته باشید. در خواهید یافت که یادگیری ـ داخل و خارج از کلاس ـ مزیت‌های بیشتری دارد، و قادر خواهید بود ایده‌هایی که در کلاس یاد می‌گیرید را بگونه‌ای سودمند در زندگی خود بکار گیرید

.

اما انتخاب با شماست، و کیفیت این انتخاب به تفکری که برای رسیدن به آن استفاده کرده‌اید بستگی دارد. اگر فکر کنید که مسلط شدن بر تفکر چندان هم مهم نیست (شاید گمان می‌کنید هم اکنون بر آن تسلط دارید)، این کتاب کمکی به شما نخواهد کرد. اما اگر حس می‌کنید که هنوز تسلطی که درباره‌ی آن صحبت می کنیم را بر تفکر خود ندارید، و تنها ارزش بالقوه‌ی آن را درک می‌کنید، به خواندن ادامه داده و اقدامات لازم برای خلق کنترل و قدرت شخصی را انجام دهید

دكتر اكبر سلطاني: رئیس مرکز تحقیقات پزشكي مبتني بر شواهد و تفكر نقادانه